محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
607
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( و اعلموا أنّ ما نقص من الدّنيا و زاد في الآخرة خير ممّا نقص من الآخرة و زاد في الدّنيا ) گفته شد كه هر كارى ممكن است از جهتى سودمند و از جهتى زيانبار باشد ؛ پس براى انجام كارها بايد ديد كه كدام كفه ترازو سنگينتر است ؟ پس هر كارى كه سودش بيش از زيانش باشد ، كار نيكويى است و هر كارى كه زيانش بيش از سودش باشد ، كار ناپسندى است . بديهى است كه همه سودهاى دنيا با اندكى از زيانهاى آخرت برابرى نمىكنند . بنابراين ، بايد از هر كارى كه زيان اخروى براى ما دارد ، پرهيز كرد . ( فكم من منقوص رابح و مزيد خاسر ) پس ، چه بسيار رخ مىدهد كه زيانها سود به حساب آمده و سودها زيان به شمار روند . درباره دين و زندگى ( إنّ الّذي امرتم به أوسع من الّذي نهيتم عنه و ما احلّ لكم أكثر ممّا حرّم عليكم فذروا ما قلّ لما كثر و ما ضاق لما اتّسع ) شريعت - چه آسمانى ، چه دنيوى - بايد همگام با زندگى بوده و نيازهاى آن را بر طرف سازد ؛ زيرا هدف از آن همين بوده است و اگر چنين نباشد ، ديگر سودى ندارد . براى دستيابى شريعت اسلامى به اين هدف ، قواعدى عمومى بر پايه زندگى انسان وضع شده كه همه متون دينى در پرتو آنها فهميده مىشود . براى نمونه يكى از آنها ، لزوم تكليف به ما يطاق است : « خداوند هيچ كس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند . آنچه از خوبى بهدست آورده به سود او و آنچه از بدى بهدست آورده به زيان او است . پروردگارا ! اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم بر ما مگير . پروردگارا ! هيچ بارگرانى بر دوش مامگذار ؛ همچنان كه بر ( دوش ) كسانى كه پيش از ما بودند نهادى . پروردگارا ! و آنچه تاب آن نداريم بر ما